داستان «مربای تمشک»

سارا توی مسجد، کنار سفره افطار نشسته بود. معصومه و خواهرش هم کنار سارا نشسته بودند. هنوز روزه به سارا واجب نشده بود. ولی امروز را روزه گرفته بود. یک روزهی کامل، چون تولد امام حسن مجتبی بود. هرسال اهالی روستا جمع میشدند و توی این روز افطاری میدادند. هرکس هرچه داشت میآورد. سارا مدام […]
داستان «دانههای برف و خردههای نان»

نورا تو حیاط مدرسه نشسته بود و لقمهی نان و پنیرش را میخورد. هوا سوز برف داشت. لپهایش از سرما گُل انداخته بود. لقمههای آخر را تندتند خورد. همین که از روی نیمکت بلند شد خردههای نان از روی مقنعه و مانتویش زمین ریخت. کاپشنش را بالا توی کلاس جا گذاشته بود و میخواست زودتر […]
داستان «باغ سیب در دل هسته کوچک»

داستان «باغ سیب در دل هسته کوچک» به اهمیت کارهای کوچک اشاره دارد و اینکه کارهای خوب و بد، هر آنچه هم کوچک باشند،کمکم جمع شده و زیاد میشوند، پس نباید آنها را کماهمیت و نادیده بگیریم. من یک درختم. یک درخت تنومند و پُربار. میوه من سیب است. سیبهای آبدار و شیرین. میخواهم داستان […]
داستان «کوچک، ولی مهم»

داستان «کوچک، ولی مهم» به تمایز بین کارهای درست و نادرست و اهمیت قائل شدن برای کارها؛ هر قدر هم کوچک باشند، میپردازد. سعید توپش را برداشت. کفشش را پوشید. گفت: «مامان، من رفتم.» صنم بانو کمرش را صاف کرد. جارو را کنار دیوار گذاشت. گفت: «کجا میروی مادر؟» سعید توپش را روی زمین زد. […]
شعر «دریای خوبیها»

میشود با یک تبسّم، دوستی معنا شودمیشود با خوب بودن، روزمان زیبا شود گاه، حتّی با نگاهی گرم، حتّی یک سلاممیشود لبهای یک انسان به خنده وا شود درس خواندن، شاد بودن، میتواند هر زمانباعثِ لبخند مادر، شادی بابا شود کارهای خوب ما هر قدر هم که کوچک استمیشود مانند شمعی در دل شبها شود […]
شعر «ذرّه ذرّه»

دیروز کار خوبی یکآن به یادم آمدگفتم اگر نجنبم این بار، میشود بد در کارها همیشه مانند ابر و بادمیک دانه را گرفتم بردم به خاک دادم خاک درون گلدان خوشحال شد از این کارخندید و ذرّههایش زودی شدند بیدار هر روز […]
شعر «ستاره باران»

این شعر به صورت گفتگو بین ما و دانشآموزان صورت میگیرد. به این صورت که آنها بعد از عبارات سوالی، پاسخ صحیحی را که در شعر آمده و عبارتی را که در پرانتز است، به صورت هماهنگ تکرار میکنند. معلم: برادرم آمد مداد من را […]
شعر «خوب و بد»

صبحها بیدارم پا به پای خورشید روزهایم زیباست غرق نور و امید مهربانی خوب است خنده بر لب دارم نیستم اخمو من! از بدی بیزارم گردگیری کردم قاب عکس خود را […]
شعار

1. مثل یه یه پهلوون کار خوب و کار بدهر دو رو من میدونم تو راهِ خیر و خوبیمثلِ یه پهلوونم 2. هزار کار خوب تو دنیا کار زیادهکار خوب و کار بد کاشکی کارای خوبمبشه هزاران عدد 3. کار خوبِ مثقالی یه عالمه کار خوبذرّه ذرّه، مثقالی چاره کارم چیه؟یه انتخاب عالی 4. پیش […]
