داستان «باغچه پدربزرگ»

عمه لیلا گفت: «بچه‌ها تا سه می‌شمارم. همه‌تان باید توی حیاط باشید. می‌خواهیم برویم باغچه پدربزرگ.» و شمرد:ـ یک.نیلی که زودتر از همه آماده شده بود، دوید توی حیاط.عمه لیلا گفت:ـ دو.آیسان کفش‌هایش را پوشید و رفت پيش نيلی.عمه لیلا گفت:ـ سه.اما کوثر توی حیاط نرفت!نیلی گفت:ـ کوثر کجایی؟ بدو بیا! بدو بیا!آیسان گفت:ـ ای […]

داستان «عضوِ جدّی 2»

آقا معلم اسامی را روی تابلو نوشت، در ماژیک را بست، روی صندلی‌اش نشست و گفت: «خب بچه‌ها، گروه اول در مورد مورچه‌ها، گروه دوم: زنبورها، گروه سوم: فلامینگوها و گروه چهارم در مورد گورخرها تحقیق کنید و برای هفته‌ بعد بیاورید.» احسان دستش را بلند کرد. آقا معلم گفت: «بله!» احسان بلند شد. گفت: […]

داستان «گلدان‌های چوبی»

چند روزی بود که به همراه خانواده‌­ام به خانه جدیدی در یک مجتمع نوساز اسباب‌­کشی کرده بودیم. ما در حیاط کوچک خانه قبلی، چند بوته گل و یک درخت میوه داشتیم. من خیلی باغچه حیاط­‌مان را دوست داشتم و هر روز مسئولیت آب دادن و چیدن علف­‌های هرز با من بود. اما حالا در خانه […]

داستان «شگفتگی زندگی»

مورچک تازه به دنیا آمده بود و هنوز چیزی از شگفتی‌­های زندگی نمی‌­دانست. در یک روز آفتابی و زیبا پدرش؛ بابا مورچه­‌ای به او گفت: «مورچک جان، دوست داری امروز به دشت برویم، تا هم بازی کنی و هم اولین درس زندگی مورچه‌­ای را یاد بگیری؟» مورچک با خوشحالی جواب داد: «بله بابا مورچه‌­ای، من […]

داستان «نمایش هماهنگ»

خانم افضلی وارد کلاس شد و گفت: «سلام بچه‌ها، مثل این‌که خیلی خوشحال هستید؟ چه خبر شده است؟!» مهسا نماینده کلاس گفت: «خانم معلم اجازه، برای دهه فجر قرار است در مدرسه جشن بگیریم و خانم ناظم هم گفته‌­اند، هر کلاس باید یک برنامه اجرا کند.» سارا از انتهای کلاس دستش را بلند کرد و […]

شعر «حبّ نبات»

یک ارتشی بود            بابای مریم او در رژه بود،             خیلی منظم! خیلی قشنگ است     کار هماهنگ مثل گروهِ                  سرودی قشنگ  تیم نمایش                بسیار گُل کاشت نقش بد و خوب،        […]

شعر «جای شما خالی!»

دنیا پُر از “جمع” است،      دنیا پر از “دسته”از بازیِ جمعی                  کِی می‌­شوی خسته؟ یک جمعِ پُر شور است      جمعِ پرستوهاخیلی تماشایی‌­ست          همراهیِ قوها انگشت‌­های دست            با هم هماهنگندپُرکار و پیروزند            […]

شعر «گروه سرود»

در یک گروه خوب     با هم هماهنگیم ما هم صدا با هم    هنگامِ آهنگیم  گاهی شبیهِ هم        آواز می‌خوانیم گاهی همه با هم      آرام می‌مانیم  نظم و هماهنگی       در حرکتِ لب‌هاست با این هماهنگی        اجرای ما زیباست شاعر: عفت زینلی

شعار

1. دسته­‌های هماهنگ دور و برُ می­‌بینم دقیق و خوب و قشنگ  خیلی خیلی عالی‌­انددسته­‌های هماهنگ 2. دنیا پر از گروهه دنیا پُر از گروهه گروه‌های هماهنگ  دسته‌های منظم سریع و شاد و زرنگ 3. گروه خوب ما هر کسی نقشی دارهتو گروهِ خوب ما اینجوری جمعِ ما هستعالی و شاد و پویا 4. سرعت و دقّت موفقیّت […]

قرائت سوره مبارکه عادیات-لوح سوره

اگر سرعت اینترنت‌تان پایین است با کلیک روی دکمه  می‌توانید کیفیت‌های پایین‌تر را برای مشاهده آنلاین انتخاب کنید. برای دریافت فیلم در کیفیت‌های مختلف وارد این صفحه شوید و دکمه دانلود ویدئو (↓) را بزنید و کیفیت مورد نیاز خود را انتخاب و دریافت نمایید.