داستان «بهترین دونده»

میدان دهکده خرگوشها پُر از جمعیت بود و هرکس نفر مورد نظر خود را تشویق میکرد. صدای شیپور پدرِ میزوجی از بقیه سر و صداها بلندتر بود. شرکتکنندگان همه به صف با بلوز و شلوارهای صورتی ایستاده بودند و گوشهایشان را سیخ کرده و منتظر صدای شلیک داور مسابقه دو بودند. مسیر از میدان دهکده […]
داستان «تسبیح کوچک»

امیرهادی دانشآموز کلاس دوم دبستان بود. او با خانوادهاش در شهر یزد زندگی میکرد. پدرش سفالگر ماهری بود. کارگاه سفالگری پدر امیرهادی، اتاق کوچکی بود که در حیاط خانه آنها قرار داشت. امیرهادی دلش میخواست مثل پدرش، گلدانهای سفالی رنگارنگ و کاسههای کوچک و بزرگ قشنگ درست کند، اما هر چقدر تلاش میکرد، ظرفهایش خوب […]
داستان «پاتیل صدادار»

من، مادر محمدحسین هستم. ما در یکی از شهرهای جنوب کشور عزیزمان ایران زندگی میکنیم. چند روز پیش هوا به شدت بارانی بود. محمدحسین قبل از رفتن به مدرسه، از من قول گرفت اگر باران بند آمد، برای او و دوستش احمد و پسرخالهاش، رضا، یک مسابقه پاتیل ترتیب بدهم. بچهها، بهتر است قبل از […]
شعر «نیازهای یک درخت»

خواب دیدم که در باغچه جنگلی واقعی کاشتم هر درخت پر از میوهای من برای خودم داشتم گردو و پرتقال و تمشک سیب و گیلاس و انبه، انارموز و لیموی ترش و هلو میوههاشان همه آبدار بعد رفتم به بابابزرگ […]
داستان «تجربه شگفتانگیز»

مسابقات قهرمانی باشگاهها در سال 1355 بود. مقام اول مسابقات، هم جایزه نقدی میگرفت، هم به مرحله کشوری میرفت. ابراهیم در اوج آمادگی بود. هرکس یک مسابقه از او میدید این مطلب را تایید میکرد. مربیان میگفتند: «امسال در 74 کیلو کسی حریف ابراهیم نیست.» مسابقات شروع شد. ابراهیم همه را یکییکی از پیش رو […]
داستان «ظرفهای گِلی»

داستان «ظرفهای گلی» مربوط به گام اول آموزش اهداف سوره عصر است؛ یعنی آموزش این نکته که هر چیزی و هر موجودی به شرایطی خاص برای وجود داشتن و ادامه حیات نیازمند است. بچهها پشت درختهای سَروی که دور تا دور باغ را پوشانده بود مشغول بازی بودند. فریبا گفت: «مریم بیا گِلبازی کنیم!» مریم […]
داستان «شرایطی برای زندگی»

داستان «شرایطی برای زندگی» مربوط به گام اول آموزش اهداف سوره عصر است؛ یعنی آموزش این نکته که هر چیزی و هر موجودی به شرایطی خاص برای وجود داشتن و ادامه حیات نیازمند است. فصل تابستان بود و هوا در جنگل سبز خیلی گرم شده بود. خرس قهوهای، فندقی سنجابه و زبرک خرگوشه، در رودخانه […]
معرفی کتاب «مسابقه کوفته پزی»

عنوان کتاب: مسابقه کوفته پزینویسنده و تصویرگر: کلر ژوبرتناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامیچاپ: چهارم ۱۳۹۸گروه سنی: ۶ تا ۹ سال توضیحات:دُم پنبهای، خرگوش قصهی ما خیلی دلش میخواهد در مسابقهی کوفته پزی جایزهی خوشبوترین کوفته را ببرد اما آیا میتوانست بدون کمک مادربزرگش کوفته بپزد؟ پس شرط اول مسابقه چه میشود؟ در این داستان دُم […]
معرفی کتاب «جوجهتیغیهای پسرعمو»

عنوان کتاب: جوجه تیغیهای پسرعمونویسنده: مجید راستیتصویرگر: عطیه بزرگ سهرابیناشر: افقچاپ دوم ۱۳۹۸گروه سنی: بتوضیحات: دو تا جوجهتیغی پسرعمو بودند که میخواستند به شهر جوجهتیغیها بروند. در راه دعوایشان میشود و تصمیم میگیرند با هم بجنگند. آنقدر تیغ به طرف هم پرتاب میکنند که خسته میشوند و خوابشان میبرد. صبح فردا جوجهتیغیها هر چقدر منتظر ماندند که […]
معرفی کتاب «آش آشتی کنان»

عنوان کتاب: آش آشتی کناننویسنده و تصویرگر: کلر ژوبرتناشر: به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی )چاپ چهارم ۱۳۹۸گروه سنی: ب توضیحات:داستان درباره دو خانوادهی پُر جمعیت است که در یک دِه کوچک زندگی میکنند. خانوادهی شعبان پیر و قربان پیر. این دو هر روز مینشستند وسط ده و با یکدیگر دعوا میکردند. یک روز بر سر […]
