شعر «حرف حق»

به نام خدا میروم تا با سلام تازهای خنده را با دیگران قسمت کنممیروم تا کودک همسایه را سوی باغ دوستی دعوت کنم میکشم دست نوازش بر سرش میتکانم گرد غم از شانهاشمیزند لبخند، چون آوردهام […]
داستان «قلک نامرئی»

مانا در شهر پولکیها زندگی میکرد. پدر و مادر مانا شیرینیفروشی داشتند. آنها شیرینیهای خوشمزهای درست میکردند. گاهی به بعضیها شیرینی میدادند ولی پول نمیگرفتند. گاهی به بعضیها پول هم میدادند، به همین دلیل قلکشان هیچ وقت پُر نمیشد. مانا و خانوادهاش همیشه باید از یک خانه به خانهی دیگر برای زندگی میرفتند. مانا دوست […]
داستان «مادربزرگ ضحی و نیکا»

ضحی بادكنکهای رنگیاش را توی اتاق رها كرد و به خواهرش نيكا گفت: «اگر تو هم آمده بودی الان كلی بادكنک رنگی داشتيم.» نيكا به بادكنکهای رنگی نگاه كرد و گفت: _ من هم با مامانبزرگ كلی برای خودمان نمايش بازی كرديم. بعد دستش را كرد توی عروسک انگشتی جوجه و گفت: «جيک جيكا جيک […]
داستان «برّه معصومه»

به نام خدا امروز روز موعود بود. همان پنجشنبهای که قرار بود ساعت ۱۰ صبح کنار کلبه عمو رحمان جمع شوند برای تمشک خوردن. سارا میخواست با معصومه و زهرا به آنجا برود. وقتی با زهرا به دنبال معصومه رفتند، بهشان گفت که برهشان از دیروز گم شده و باید به دنبال آن بگردد و […]
داستان «گل گلاب»

به نام خدا نوبت چیدن گلهای باغ شد. هوا هنوز تاریک بود و خورشید بالا نیامده بود. چندین نفر که سبدهای بزرگی در دست داشتند وارد باغ شدند و شروع کردند به چیدن گلها. گلی یک دفعه با صدای بلند گفت: «هورااا آخجون بالاخره نوبت ما شد که به کارگاه گلابگیری برویم هورااا.» دوستان گلی […]
داستان «چی مهمتره؟»

[…]
شعر «برنده»

به نام خدا لیگ فوتبال شهر بود امروز تیم بابا علی، مسابقه داشتکاپیتان بود باز بابایم بس که در تیم کوچه سابقه داشت او ولی در زمین نبود امروز […]
شعر «طعم شکست»

به نام خدا کی برنده؟ کدام بازنده است؟ چیست فرق شکست و پیروزی؟فکر کردی به معنیِ اینها؟ مهربان، ای رفیق دیروزی! اینکه نقاشیات قشنگ نشد، […]
شعار

1.شروع دوباره شکست اگر که خوردیهیچ اشکالی نداره باید با شادمانیشروع کنی دوباره 2. معنای پیروزی پیروزی یعنی اینکهشرکت کنی تو بازی باختن غصه ندارهاینطوری هستی راضی 3. حق و صبر من حق رو خوب میشناسمبا فکر و با دل و جون صبورم و صبورمبرای عمل به قانون 4. همیشه برنده با مهربونی کردنزندگی عالی […]
شعر «جاری است زندگانی»

به نام خدا جاریست زندگانی در قلب رودخانه ماهی اگر که زندهست دارد در آب، خانه در اوج آسمانها پرندهی بهاریم اگر هوا نباشد ما زندگی نداریم ترسو و […]
