نمایش «دندان خراب»

ماجرای زیر را میتوانیم به صورت نمایش در کلاس اجرا کنیم. داستان در مورد بچهای به نام علی است که به خاطر مسواک نزدن دندانش درد میگیرد. یک نفر در نقش علی، یک نفر در نقش مادر علی و چند نفر از بچهها در نقش میکروب بازی میکنند. برای بچههایی که نقش میکروب را بازی […]
داستان «پدرِ چشم پزشک»

به نام خدا یک روز فاطمهیاس با مادرش به خانه خالهاش رفت. زکیه، دختر خاله فاطمهیاس تا او را دید دستش را کشید و به طرف اتاقش برد. اتاق او پر از اسباببازی بود؛ قوری، استکان نعلبکی، یخچال کوچولوی صورتی، عروسک. آنها یک ساعت با هم بازی کردند. بعد زکیه با بیمیلی گفت: «فاطمهیاس من […]
شعر «کاردان»

به نام خدا یک میز قهوهای ساخت یک صندلی زیبابا میخ و چکش و چوب نجار خوب و دانا آقای دکتر امروز اسم مرا صدا کردبعد از خدا فقط او درد مرا دوا کرد سوال مادر من […]
شعر «یک نکته طلایی»

به نام خدا مثل سیاهیِ خال بر صورتِ گلابیدندان زرد و تیره است آماده خرابی شاگرد با معلم فرقی ندارد اصلابیماری و کثیفی است مثل سپاهِ دشمن آسیب میرساند بیدقّتی به انساناین درس را گرفتم من از کلام قرآن باید که دائماً دور […]
شعار

شعار اول باید سریع فرار کرداز آسیب و از ضرر از انواع خطرهابا کمک بزرگتر شعار دوم من آسیبُ میشناسمبرای دوری از اونجمع میشه زود حواسم
نمایش «شنگول و منگول»

داستان شنگول و منگول را نیز میتوانیم با رویکرد دشمن ستیزی و نقشه کشیدن برای مبارزه با گرگ تا رسیدن مادر تعریف کنیم و نمایش آن را با کمک دانشآموزان اجرا کنیم.
بازی «زووو»

معلم میتواند دو گروه از دانشآموزان به هر تعداد که میخواهد انتخاب کند. از هر گروه یک نفر در حالیکه میگوید زو به سمت گروه طرف مقابل میرود. تا زمانی که نفسش قطع نشود میتواند در گروه طرف مقابل باشد. گروه مقابل سعی میکنند او را بگیرند. در انتها گروهی که همبستگی و اتحاد بیشتری […]
عکسالعمل بازی

آموزگار دانشآموزان را به دو گروه تقسیم میکند. هر گروه با موشکهای کاغذی به سمت گروه مقابل پرتاب میکنند و آموزگار همزمان سوره مسد را میخواند. سپس دانشآموزان به علامت پایان «علی علی» میگوید. هر گروه که تعداد موشکهای بیشتری به سمتش پرتاب شده باشد یعنی باید سرعت عملش را بالا ببرد و همین کار […]
بازی «دشمن ستیزی»

دانشآموزان متحد دست در دست هم مانند یک زنجیر محکم با هم شروع به حرکت میکنند. از هرجا دستها جدا شد دشمن وارد میشود و اگر جدا نشد، دشمن سعی میکند حواس آنها را پرت کند، قلقلکشان بدهد، با حرفهای مستقیم یا غیرمستقیم، وعده و وعید (قدرت و مال و خوراک) گولشان بزند؛ اما نهایتا […]
قایق بازی دشمن

دانشآموزان را به گروههای دو یا چهار نفره تقسیم میکنیم. سپس بر روی هر میز تحریر یک قایق کاغذی قرار میدهیم و از هر دانشآموز میخواهیم که با فوت کردن، قایق را به سوی منطقه دیگری براند و از خود دور کند. البته باید مراقب باشد طوری دور نکند که قایق از روی میز بیفتد.
