مادرم با من گفت: «وقت بازی شد باز
توپ خود را بردار بچه خوب و ناز»
خواهرم، سارا، وای! توپ من را قاپید
گریه میکردم من او ولی میخندید
باز از هم پاشید بازیام را سارا
دوست دارم باشم توی بازی تنها
«خانه قانون دارد» مادرم این را گفت
«مثل بازی با طفل» مادرم زیبا گفت!
او برای من هم توپ را خوب انداخت
او برایم امروز بازی شادی ساخت
خواند مادر امروز سوره ماعون را
یاد من داد آری واژه قانون را
شاعر: بتول محمدی

