داستان «دشمن سلامتی»

به نام خدا علیرضا کنار در مدرسه نشسته بود و گریه میکرد. خانم معلم او را دید با تعجب پرسید: «چرا هنوز نرفتهای خانه؟ چیزی شده؟ برای چه گریه میکنی؟» علیرضا با ناراحتی جواب داد: «خانم اجازه، دلم درد میکند.» معلم نگاهش به مرد دستفروش افتاد که آن طرف مدرسه روی چرخ دستی آلوترش و […]
نمایش «دندان خراب»

ماجرای زیر را میتوانیم به صورت نمایش در کلاس اجرا کنیم. داستان در مورد بچهای به نام علی است که به خاطر مسواک نزدن دندانش درد میگیرد. یک نفر در نقش علی، یک نفر در نقش مادر علی و چند نفر از بچهها در نقش میکروب بازی میکنند. برای بچههایی که نقش میکروب را بازی […]
داستان «پدرِ چشم پزشک»

به نام خدا یک روز فاطمهیاس با مادرش به خانه خالهاش رفت. زکیه، دختر خاله فاطمهیاس تا او را دید دستش را کشید و به طرف اتاقش برد. اتاق او پر از اسباببازی بود؛ قوری، استکان نعلبکی، یخچال کوچولوی صورتی، عروسک. آنها یک ساعت با هم بازی کردند. بعد زکیه با بیمیلی گفت: «فاطمهیاس من […]
معرفی کتاب «هزاران بوسه پرپری و دو داستان دیگر»

داستان کبودو عنوان کتاب: هزار بوسه پرپری و دو داستان دیگر نویسنده و تصویرگر: کلر ژوبرت ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ سوم ۱۳۹۸ گروه سنی: ب توضیحات: داستان درباره ی سنجاقک اخمویی به اسم کبودو است که دوست دارد به اندازۀ دوستش فیروزک قشنگ باشد .او خیلی به فیروزک نگاه میکند تا ببیند با […]
شعر «کاردان»

به نام خدا یک میز قهوهای ساخت یک صندلی زیبابا میخ و چکش و چوب نجار خوب و دانا آقای دکتر امروز اسم مرا صدا کردبعد از خدا فقط او درد مرا دوا کرد سوال مادر من […]
شعر «یک نکته طلایی»

به نام خدا مثل سیاهیِ خال بر صورتِ گلابیدندان زرد و تیره است آماده خرابی شاگرد با معلم فرقی ندارد اصلابیماری و کثیفی است مثل سپاهِ دشمن آسیب میرساند بیدقّتی به انساناین درس را گرفتم من از کلام قرآن باید که دائماً دور […]
شعار

شعار اول باید سریع فرار کرداز آسیب و از ضرر از انواع خطرهابا کمک بزرگتر شعار دوم من آسیبُ میشناسمبرای دوری از اونجمع میشه زود حواسم
نمایش «شنگول و منگول»

داستان شنگول و منگول را نیز میتوانیم با رویکرد دشمن ستیزی و نقشه کشیدن برای مبارزه با گرگ تا رسیدن مادر تعریف کنیم و نمایش آن را با کمک دانشآموزان اجرا کنیم.
بازی «زووو»

معلم میتواند دو گروه از دانشآموزان به هر تعداد که میخواهد انتخاب کند. از هر گروه یک نفر در حالیکه میگوید زو به سمت گروه طرف مقابل میرود. تا زمانی که نفسش قطع نشود میتواند در گروه طرف مقابل باشد. گروه مقابل سعی میکنند او را بگیرند. در انتها گروهی که همبستگی و اتحاد بیشتری […]
عکسالعمل بازی

آموزگار دانشآموزان را به دو گروه تقسیم میکند. هر گروه با موشکهای کاغذی به سمت گروه مقابل پرتاب میکنند و آموزگار همزمان سوره مسد را میخواند. سپس دانشآموزان به علامت پایان «علی علی» میگوید. هر گروه که تعداد موشکهای بیشتری به سمتش پرتاب شده باشد یعنی باید سرعت عملش را بالا ببرد و همین کار […]
