برگزاری مسابقات ورزشی

استمرار در برگزاری مسابقات ورزشی و آمادگی جسمانی مانند طناب زدن، دومیدانی، دراز نشست، شنا، دارت، والیبال، بسکتبال، بدمینتون و … به جهت‌دار شدن توانایی‌­های جسمی دانش‌آموزان کمک می‌کند. خوب است همزمان با تمرین برای تقویت این توانایی‌­ها، اشتباهات رایجی که برخی افراد در استفاده از توان­‌هایشان مرتکب می‌­شوند و تاثیر بد آن بر دیگران […]

پیشنهاداتی برای «خواندن سوره»

خواندن سوره به عنوان مهم‌ترین شیوه مواجه کردن بچه‌ها با سوره مبارکه، حتی اگر زمان زیادی را به خود اختصاص ندهد، از جمله اصلی‌ترین برنامه‌های فهم قرآن است. برای اینکه دانش‌آموزان، از خواندن و شنیدن سوره لذت ببرند می‌توانیم از روش‌های متنوع خواندن سوره بهره ببریم.[1] به عنوان مثال می‌توانیم خودمان سوره را برای بچه‌ها […]

شعر «کمی دور،کمی نزدیک»

در کهکشان راه شیری                 خورشیدِ زرد و نازنین استپُر نور و گرم و پُر حرارت               مانند گوی آتشین است حتماً اگر خورشید زیبا                  یک ذره از ما دور می‌شدکل زمین بی­‌زندگی بود      […]

شعر «گردش روز و شب»

در پی جهان روز                می‌­دود همیشه ماهروز، گَرمِ رفتن است           در تمام طول راه روزها کنار شب                 می‌رسد به ماه­‌هامثل ماه خوب حج            یا محرم و عزا یک کلاهِ برفی است    […]

شعر «خورشید پشت ابرها»

نقّاشی و خطّ و ریاضی،           هم شعر و هم قصّه­‌ست کارمگاهی توان­‌های خودم را          با شادمانی می‌­شمارم بسیار استعداد دارم               شکرِ خدای آسمان­‌هاکارم شکوفا کردن است          و کارم جهت دادن به آن­‌ها باید مهارت­‌های خوبم      […]

داستان «حافظه قوی شادی»

شادی کتاب فارسیِ سوم را بست. دستش را زیر چانه‌اش گذاشت. گفت: «خیلی جالب است. هنوز هم خاطرات کلاس اول، یادم است.» مادر توی قابلمه آب ریخت. درش را بست. روبروی شادی، روی صندلی نشست. گفت: «تعریف کن؛ من هم بشنوم.» شادی به مادر نگاه کرد. گفت: «سه روز از سال تحصیلی گذشته بود، اشتباهی […]

داستان «نشانه‌های خدا»

داستان «نشانه‌­های خدا» در مورد پدیده­‌های طبیعی است؛ این پدیده­‌ها در طبیعت دارای توان‌­های کنترل شده هستند، که اگر غیر از این بود به طبیعت آسیب می‌­رسید. پرهام شامش را خورد و بعد از گفتن الحمدلله، از مادرش‌ تشکر کرد. ظرف غذایش را به آشپزخانه بُرد. پشت پنجره رفت و به تماشای نم‌نم باران ایستاد. […]

داستان «سیب سرخ»

بر روی یک تپه بلند، کنار جوی آب، درخت سیب بزرگ و تنومندی بود. درخت هر ساله سیب زیادی می‌داد. سیب‌هایی که هر کدام ماجرای خودش را داشت. آن سیب‌ها بزرگ می‌شدند و یکی‌یکی به درون جوی آب می‌افتادند و به روستای پایین تپه می‌رفتند. آن سال هم سیب‌ها بزرگ شده بودند و یکی‌یکی از […]

بازی «مسیریابی»

بچه‌ها را به نمازخانه مدرسه می‌بریم و آن‌ها را به گروه‌های دو نفره تقسیم می‌کنیم. سپس مسیری را که در بین آن موانعی قرار دادیم طراحی می‌کنیم. یک گروه را صدا می‌کنیم. چشمان یکی از دانش‌آموزان را می‌بندیم و نفر دوم گروه را به عنوان هدایت‌گر او در نظر می‌گیریم. از ابتدای بازی زمان را […]

کاردستی «ساخت کلاژ»

اشکال هندسی را روی کاربرگ‌هایی می‌کشیم و به تعداد دانش‌آموزان کپی می‌کنیم و در اختیارشان قرار می‌دهیم و از آن‌ها می‌خواهیم که اشکال را رنگ کنند، ببرند و با اشکال بریده شده یک تصویر یا منظره خلق کنند. هر بار که این کار را تکرار کنیم به مرور متوجه می‌شوند در کار با قیچی و […]