لوح سوره قریش

دریافت فایل PDF
کاربرگ سوره قریش

1. کاربرگ سوره قریش، انس 2. کاربرگ سوره قریشکارگروهی را دوست دارم. 3. کاربرگ سوره قریش، اعضای خانواده 4. کاربرگ سوره قریش، کار منزل 5. کاربرگ سوره قریش (جدول، دو صفحه) 6. کاربرگ سوره قریش، پازل (دو صفحه) پازل به صورت قطعه قطعه در یک پاکت به کودک تحویل داده شود.نوشته روی پاکت: فرزندم، پازل را […]
نمونه خواندن سوره قریش در کلاس

اگر سرعت اینترنتتان پایین است با کلیک روی دکمه میتوانید کیفیت های پایین تر را برای مشاهده آنلاین انخاب کنید.
نماهنگ قرائت سوره قریش- خوب گوش کن، خوب بخون

خواندن سوره به عنوان مهمترین شیوه مواجه کردن بچهها با سوره مبارکه، حتی اگر زمان زیادی را به خود اختصاص ندهد، اصلیترین برنامه فهم قرآن است. برای اینکه دانشآموزان، از خواندن و شنیدن سوره لذت ببرند میتوانیم از روشهای متنوع خواندن سوره بهره ببریم. یکی از روشهایی که میتواند برای دانشآموزان جذاب باشد، پخش نماهنگهای […]
شعار سوره

1. عبارتها یا بیتهایی که در ارتباط با منافع کار جمعی باشند میتوانند به عنوان شعار سوره قریش مورد استفاده قرار بگیرند. دست در دست هم دهیم به مهرمیهن خویش را کنیم آباد 2. یک دست صدا نداره میتوانیم نقاشی یک دست را بکشیم و شعار را داخل آن بنویسیم. 3. امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند:یدالله مع […]
داستان «بازی الف با…»

در شهر الفبا، الف تنها و بی حوصله بود. او با ب دوست شد. دو تایی با هم بازی کردند؛ بازی کلمه سازی: آب بابا با باب آبا کمکم خسته شدند. دلشان کلمهی جدید خواست. دال بازیگوش بالا و پایین میپرید. الف گفت: «بیا با هم بازی کنیم.» دال گفت: «قبول.» سه تایی بازی کردند، بازی […]
داستان «لاکپشتی یا حلزونی»

یکشنبه ساعت 9 شب. من و آقاجان تنها هستیم. خوبیاش این است که آقاجان همه کاری بلد است. آتش درست کردنش حرف ندارد. توی پنج دقیقه چنان آتشی درست میکند که دهانت باز میماند. حتی آشپز خوبی هم هست. من عاشق ماکارونیهایش هستم. حتی بلد است موهایم را ببافد. دو هفتهی دیگر مدرسهها باز میشوند. […]
داستان «بچهها حلقه زدند دور عباس»

عباس مشک را بغل کرد. امیر میکروفون را برداشت. هادی هم دست برد سمت پرچم قرمز. عباس میکروفون را از دست امیر کشید و گفت: «این هدیه جشن تولد خودم است بابام خریده. پرچم هم به کسی نمیدهم عمهام از کربلا برای من آورده!» هادی پرچم را روی زمین گذاشت و گفت: «نمیشود که هم […]
داستان «پشمهای رنگارنگ»

اوایل تابستان بود. روستای زیبایی که آمنه و خانوادهاش در آن زندگی میکردند در دامنه کوه قرار داشت. در آن روستا حرم یک امامزاده بود. مردم روستا خیلی به این امامزاده اعتقاد داشتند و تمام مراسم شادی یا عزاداریهایشان را در آن محل سرسبز و معنوی برگزار میکردند. چند وقت بود که بزرگترهای روستا تصمیم […]
بازی «بپا نیفته»

چند لوله (فومی، چوبی، فلزی) را به دانشآموزان میدهیم. از آنها میخواهیم لولهها را به صورت عمودی روی زمین نگه دارند و با فاصله مناسب از یکدیگر بایستند. سپس با هماهنگی یکدیگر، در یک لحظه لوله خود را ول کنند و سریع لوله دیگری را بگیرند. سرعت و هماهنگی گروهی در این بازی مهم است […]
