لوح محفوظ

از دانش‌آموزان می‌خواهیم یک مدل لوح محفوظ برای کارهای خود درست کنند. کارهایی که در دو روز گذشته، انجام داده‌­اند را در آن بنویسند و بررسی کنند. اگر خوب بود خدا را شکر کنند و به راه­‌های ارتقاء آن کار برای دفعات بعد فکر کنند و از خداوند برای آن کمک بخواهند. اگر بد بود […]

ناظر نامحسوس

هر روز چند نفر از دانش‌­آموزان را به صورت مخفیانه به عنوان ناظرِ سایرین انتخاب می­‌کنیم. آن‌ها باید کارهای خوب هر فرد را ببینند و او را به خاطر انجام آن کار تشویق کنند. این روند تا انتخاب همه افراد کلاس به عنوان ناظر ادامه پیدا می­‌کند. همچنین خوب است ناظران جملات کوتاهی از پیام‌­های […]

عکاسی از زوایای مختلف

از دانش‌آموزان می­‌خواهیم با دوربین از زوایای مختلف یک شیء یا یک مکان تصاویری تهیه نموده و با خود به کلاس بیاورند. هر دانش­‌آموز یکی از عکس­‌های خود را انتخاب کرده و در معرض دیدِ دوستانش قرار می‌­دهد. دانش‌آموزان باید حدس بزنند که آن شیء یا آن مکان چیست و کجاست و مشابه آن را […]

لنز دوربین

 تصاویری از اشیاء یا مکان­‌های مختلف مدرسه از زاویه­‌های غیر معمول تهیه می‌­کنیم. تصاویر را به دانش‌آموزان نشان می‌­دهیم. از آن‌ها می‌­خواهیم حدس بزنند آن تصاویر چه هستند. سپس عکس کامل آن را از زوایای دیگر که قابل تشخیص است نشان می‌دهیم. از آن‌ها می‌­خواهیم به خاطر بیاورند آن را در کجا دیده‌­اند. این فعالیت […]

و شاهدٍ و مشهود

سوره را با دانش‌­آموزان همخوانی می­‌کنیم. سپس از آن‌ها می‌خواهیم خاطرات کوتاه خوشایند در حد دو یا سه جمله از خود یا آنچه از هم­‌کلاسی‌­هایشان به یاد دارند را تعریف کنند. مثلا: من دیدم علی جمالی پول بستنی­‌اش را در صندوق صدقات انداخت، زهرا محمدی مداد فاطمه را که روی زمین افتاده بود، برداشت و […]

خرده روایت‌های رنگی

احادیثی از ائمه را که برای دانش‌آموزان قابل فهم هستند و امکان عمل کردن به آن را دارند انتخاب می کنیم. روی کاغذهای سفید با ماژیک رنگی، کلمات هر روایت را می‌نویسیم، به گونه‌ای که هر حدیث را با یک رنگ نوشته و هر کلمه‌ی آن را روی یک تکه کاغذ سفید می‌نویسیم و کنار کلمه‌ی […]

نماهنگ قرائت سوره مبارکه طارق

برای دریافت فیلم در کیفیت‌های مختلف وارد این صفحه شوید و دکمه دانلودویدئو (↓) را بزنید و کیفیت مورد نیاز خود را انتخاب و دریافت نمایید.

داستان «ترک این عادت نه آن عادت»

به نام خدا جواد مدادش را توی هوا چرخاند. به مادربزرگ که در حال آب دادن به گلدان‌ها بود، نگاه کرد. گفت: «عزیز! یک ضرب‌المثل توی برگه‌ام نوشته، شما می‌دانی چه چیزی باید بنویسم؟» مادربزرگ آب‌پاش را کنار گلدان‌ها گذاشت. لبخند زد و گفت: «عزیزجان من که علم غیب ندارم. شما بگو راجع به چیست […]

شعر «شاهکار»

به نام خدا آسمان را نگاه کن امشب          آسمانی که مثل یک رویاستهر ستاره شبیه یک فانوس       نورباران و روشن و زیباست دبّ اکبر، ستاره قطبی،              کهکشانی پر از ستاره و نورهر که پا در مسیر نور گذاشت    می‌­شود از غم و […]

شعر «پناه محکم انسان»

به نام خدا مامان من فرشته،             بابا شبیه کوه است من در پناه آن‌ها،               این قصه با­ شکوه است  من یک نهال کوچک           آن‌ها دو باغبانندآن‌ها مراقب من،               چون ابر و آسمانند بعد از نماز […]