بابای من هر جا که باشد در کارهایش نظم دارد
میگوید او در اشتباه است هر کس که قانونی ندارد
میگوید از نظم شب و روز از ماه و خورشید و ستاره
از خنده زیبای خورشید وقتی که میآید دوباره
از فصلهای خوب و رنگی از گرمی و سردی، زمستان
از رویش صدها جوانه بر دست شاخه در بهاران
تغییر فصل و باد و باران اینها هم از روی حساب است
در آن نشانی از خدا هست هر پرسشی را این جواب است
اینها که او گفت از طبیعت از نظم و از قانون دنیاست
با نظم در هر کار و هر جا دنیای ما عالی و زیباست
شاعر: زهرا عراقی

