به نام خدا
مهربانی مثل بارانی لطیف مینشیند توی جان باغها
میکشد دست نوازش بر سرِ بوتههای پر گل احساس ما
در دیار مهربانی نیست، نیست در دل گنجشکها ترسِ کَمان
یا نرنجیدهست حتی لحظهای قلبهای مردم از زخم زبان
خوب میدانند اهل آن دیار باید از آزارها شویند دست
چون جهان با هرچه در آن هست و نیست محضر پاک خدای عالم است
شاعر: ندبه محمدی
