مؤمن آینه مؤمن است

یک پارگی در لباس یا لکه‌­ای در صورت خود با گچ، زغال، رنگ، سُس و … ایجاد می­‌کنیم، به‌گونه‌ای که دانش­‌آموزان آن را مشاهده کنند. معمولاً آن‌ها با مشاهده­ لکه یا پارگی لباس، به طور خصوصی یا عمومی آن را به ما یادآور می‌­شوند. ما نیز پس از اطلاع‌رسانی آن‌ها خوشحالی خود را نشان داده، سپاسگزاری کرده و آن را برطرف می‌­کنیم. پس از رفع آن عیب، از موقعیت به وجود آمده استفاده می­‌کنیم و می‌­گوییم: «همان­‌طور که دریافت تذکر درباره پارگی لباس یا لکه­ صورت‌مان باعث خوشحالی و سپاسگزاری­ ما می‌­شود، باید تمرین کنیم وقتی دیگران معایب­مان را تذکر می‌­دهند خوشحال شویم و از آن‌ها سپاسگزاری کنیم و برای رفع آن معایب تلاش کنیم.»

سپس به هر یک از دانش‌آموزان یک آیینه می­‌دهیم یا یک آیینه را به نوبت جلوی صورت هر یک از آن‌ها می­‌گیریم تا چند لحظه خودشان را در آن مشاهده نموده تا اگر ایرادی می­‌بینند رفعش کنند. مثلاً موی خود را مرتب کنند. سپس از آن‌ها می­‌پرسیم: «به نظر شما آیینه عیب شما را چگونه گفت؟ آیا دیگران عیب شما را فهمیدند؟»

در این‌جا از آن‌ها می­‌خواهیم تا نظرات خود را درباره­ چگونگی مشاهده­ خودشان در آیینه بگویند. در آخر با خواندن حدیث «مؤمن آینه مؤمن است»، به جمع­‌بندی نظرات می­‌پردازیم. از دانش­‌آموزان در مورد نکته­ مهمی که از این حدیث متوجه می‌­شوند، می‌پرسیم. لازم است گفتگوی دانش­‌آموزان را به‌­گونه‌­ای هدایت کنیم تا به این پاسخ برسند که اگر ما در نقش آینه کسی باشیم، باید در تذکر دادن خیلی خصوصی، آهسته، با احترام و بدون این‌که دیگران متوجه شوند، شبیه آیینه عمل کنیم.

 اگر دوستان‌مان آیینه­ ما بودند، همان­‌گونه که باور داریم آینه دوست ماست و از مشاهده اشکالاتمان درون آن خوشحال می­‌شویم، از شنیدن حرف‌­های آن‌ها نرنجیم و برای برطرف کردن آن تلاش کنیم.