بازی «خوشبختی»

به تعداد افراد کلاس بادکنک نهیه کرده و به هر کدام یک بادکنک می‌دهیم و به آن‌ها می‌گوییم تا اسم‌شان را روی بادکنک خود بنویسند. همه بادکنک‌ها را به اتاق دیگری برده و آنجا می‌ریزیم. سپس از افراد می‌خواهیم تا به آن اتاق رفته و بادکنکی که اسم‌شان روی آن نوشته شده را در یک دقیقه پیدا کنند. طبیعتاً همگی با عجله به اتاق دیگر رفته و با عجله و برخورد با یکدیگر سعی در پیدا کردن بادکنک‌شان می‌کنند و در نتیجه در پایان یک دقیقه کمتر کسی می‌تواند بادکنک با اسم خودش را پیدا کند!

مربی از آنان سؤال می‌کند که اگر چکار می‌کردید، در همان یک دقیقه همه با هم بادکنک‌هایتان را پیدا می‌کردید؟ بچه‌ها کم‌کم به این پاسخ می‌رسند که اگر هر کسی با انتخاب تصادفی یک بادکنک و صدا زدن دوستی که اسمش نوشته شده، آن را به صاحبش برساند، منجر می‌شود تا همگی در زمان معین به نتیجه برسند و برنده باشند. سپس مربی این پیام و نکته را به بچه‌ها می‌گوید که این همان کاری است که در زندگی ما اتفاق می‌افتد و هرکسی به شدت در جستجوی خوشبختی خود است. در حالی که نمی‌داند کجاست. خوشبختی ما در خوشبخت بودن دیگران قرار دارد.