شعر «شوق و ذوق»

وقت بازی با توپ              می‌دویدم با ذوق آیةالکرسی را                     خواند مادر با شوق گفت : «شادی­‌ها را            با دعا محکم کن با خدا فرزندم،                  غصه‌­ها را کم کن!» مزه دارد نیّت              […]

شعر «همراه خوبِ من»

مامان به من گفته که او            همراه ما در هر کجاست من هم خودم فهمیده‌­ام           همراه خوب من خداست  با نام او هر روز من                    از خانه بیرون می‌­روم از این‌که او همراهم است           من […]

شعار

1. فقط رضایت تو خدا جونم، خدا جونفقط به خاطر تو نیّت من تویی توفقط رضایت تو 2. نیت قشنگ تو فکر من همیشهیه نیت قشنگه  کاراش هدر نمیرهبچه‌­ای که زرنگه 3. اسم خدا رو ببر ذکر خدا رو بگواسمِ خدا رو ببر این‌جوری کارِت می‌شهعالی‌­تر و عالی‌­تر

داستان «سوره مبارکه قارعه»

به نام خدا شب بود. بابا تازه از سر کار برگشته بود. محمد و علی داشتند با لگوهای بزرگ بازی می کردند. محمد بازی فرضی می‌کرد. با خودش داد و بیداد می‌کرد و آنچه ساخته بود زمین می‌کوبید. وقتی اسباب‌بازی را زمین می‌زد بلند می‌گفت: «حسن… » و علی غش‌غش می‌خندید. چند بار که این […]