داستان «مثل گل محمدی»

به نام خدا عصر یک روز بهاری، کوثر و مادرش به پارک نزدیک خانهشان رفتند. درختها و گلهای شاداب، پارک را قشنگتر از همیشه کرده بودند. کوثر بعد از اینکه از وسایل بازی پارک استفاده کرد، از مادرش خواست بروند قسمتی که پُر بود از گلهای زیبا و رنگارنگ. او هوا را بو کرد. بوی […]
داستان «پیامبر مهربان»

به نام خدا از جمله ماجراهای منقول در ارتباط با رفتار و خلق و خوی زیبای پیامبر صلیاللهعلیهوآله با کودکان، ماجرایی است که در ادامه آمده است. این داستان را هم میتوانیم به عنوان داستانی مستقل درمورد پیامبر و علاقه و محبت ایشان به کودکان برای بچهها بخوانیم و هم میتوانیم قبل از انجام فعالیت […]
