بازی «پاهای خوب من»

بچهها را گروهبندی میکنیم پاهای آنها را میبندیم، مسیری را مشخص میکنیم، بچهها با پای بسته به سمت مقصد حرکت میکنند و با هم مسابقه میدهند. پس از رسیدن به مقصد و اتمام بازی صوت سوره را پخش میکنیم یا از بچهها میخواهیم که به صورت دستهجمعی سوره را بخوانند. با انجام این بازی دانشآموزان […]
کاردستی «حیوانات گوناگون»

محور فعالیتها در این سوره و این پایه، آشنا کردن کودکان با تنوعی از مخلوقات است. معلم محترم میتواند ضمن انجام این کاردستی در محیطی شاد و بانشاط، با دانشآموزان در رابطه با تنوع مخلوقات و اینکه خالق همه این موجودات خداوند است، گفتگو کند.
کاردستی «کتاب طبیعت»

کودکان را به طبیعت ببریم و از آنها بخواهیم هرگاه چیز جالبی مانند برگ، سنگ و تکههای کوچک چوب دیدند جمع کنند. هرکس هرچه را جمع کرده، روی کاغذی بچسباند. کاغذها را جمع کنیم و آن را در یک پوشه بزرگ قرار دهیم. اکنون با کمک بچهها یک کتاب بزرگ از مخلوقات موجود در طبیعت […]
توجه به چشم

به کودکان بگوییم ابتدا سرانگشتان خود را به هم برسانند؛ اکنون دستان خود را باز کنند؛ در مرحله بعد از آنها بخواهیم چشمان خود را ببندند و حالا سعی کنند سرانگشتان خود را به هم برسانند. بچهها خواهند دید که اگر بخواهند با سرعت این کار را انجام دهند، کمی مشکل است. سپس از آنها […]
مشاهده آسمان

دیدن آسمان برای این پایه مناسب است. میتوانیم در حیاط مدرسه یک حصیر یا فرش پهن کنیم؛ بچهها دراز بکشند و آسمان را نگاه کنند؛ به بچهها بگوییم میتوانید حساب کنید آسمان بالای سرتان که الان آن را میبینید چند متر است؟ و بعد آسمان از اینجا تا خانه چند متر است؟ ابرهای آسمان امروز […]
خطاطی

در این فعالیت میتوانیم از شعر یا شعار سوره استفاده کنیم تا بچهها با خطی زیبا آن را بنویسند. علاوه بر این میتوانیم از ابیاتی که در کتب درسی آمده است و آنها را متناسب با سوره مبارکه توحید میدانیم، استفاده کنیم تا بچهها آنها را خطاطی کنند.
کدام حیوان؟ کدام خوراکی؟

از قبل خواص مختلف حیوانات یا خوراکیهای مختلف را جستجو و یادداشت میکنیم. سر کلاس به حالتی معماگونه، خواص یک حیوان یا یک خوراکی را برمیشماریم و سپس از بچهها میخواهیم حدس بزنند این کدام حیوان یا کدام خوراکی است. خوب است مقداری از همان خوراکیها را به کلاس ببریم و بین بچهها پخش کنیم. […]
شعر «خدای ما»

به نام خدا یه پروانه روی گلی میشینه چشمهای من پروانه رو میبینه میپرسه از اون یه سوال ساده: «اون کیه که به گل قشنگی داده؟ به بال تو خالهای رنگی داده؟» من میدونم، پروانه هم میدونه خدای ما، خدای مهربونه شاعر: اسدالله شعبانی
شعر «چه رنگی!»

به نام خدا سیب، سیب، چه رنگی!چه میوهی قشنگی! رو سیب سرخ نوشته که میوهی بهشته چشمامو که میبندم بوش میکنم میخندم چه رنگ و رویی داره!چه شکل و بویی داره! سرخه و سبز و زرده کی سیبها رو خوشگل و خوشبو کرده؟ خدا، خدای خوب مادوست تمام بچهها شاعر: مصطفی رحماندوست
داستان «خارخاری»

به نام خدا یکی بود یکی نبود. در جنگلی سر سبز خارپشتی با پدر و مادرش لای بوتهها زندگی میکرد. خارپشت که اسمش خارخاری بود دوستان زیادی داشت. خرگوش گوش دراز، سنجاب قهوهای، لاکی لاکپشته، و کلاغ دُم سیاه. خارخاری هر روز صبح بعد خوردن صبحانه به دیدن دوستانش میرفت تا با آنها بازی کند. […]
