داستان «تجربه‌ای بزرگ برای خرس کوچک»

به نام خدا خرس قهوه‌ای بچه خرس قوی و زرنگی بود که همراه خانواده‌اش در جنگلی قشنگ و سرسبز زندگی می‌کرد. قهوه‌ای خیلی دوست داشت به همه نشان بدهد که بزرگ شده و از عهده‌ی انجام هر کاری بر می آید. به همین خاطر بیشتر کارهایش را خودش به تنهایی می‌کرد و دوست نداشت از […]

نمایش «تجربه‌ای بزرگ برای خرس کوچک»

داستان‌ «تجربه‌ای بزرگ برای خرس کوچ» می‌تواند به صورت نمایش توسط دانش‌آموزان در کلاس اجرا شود. بچه‌ها می‌توانند بعد از شنیدن این داستان، نقش قهوه‌ای و دوستش را بگیرند و آن را در کلاس اجرا کنند. خوب است بدانند موضوع نمایش انجام نشدن فردی برخی کارها است که از سوره قریش یاد گرفته‌اند؛ در این […]

داستان «زنگ ورزش»

به نام خدا سجاد امسال به کلاس دوم می‌رود. او به توپ بازی علاقه زیادی دارد و هر بازی را که بشود با توپ انجام داد به خوبی انجام می‌دهد ؛ مثل شوت کردن, سرویس زدن، پاس دادن، هدف گرفتن.سال گذشته، معلم ورزش نرمش‌هایی را که همراه با توپ می‌شود انجام داد، به او و […]

داستان «برنامه صبحگاه»

به نام خدا زنگ تفریح بود. ریحانه شریعتی، نماینده کلاس سوم ، آخرین نفری بود که از کلاس خارج ‌شد. او در کلاس را بست و رفت به طرف حیاط پیش دوستانش که در آنجا مشغول بازی بودند. خانم رضایی معاون مدرسه او را صدا زد و گفت: شریعتی جان بایست، کارت دارم!ریحانه برگشت و […]