داستان «نه گفتن»

این داستان کوتاه و ساده را برای بچهها تعریف کنیم: «یکی بود، یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. دختر خوبی بود به نام مریم خانم. او سعی میکرد همه کارهایش را به موقع انجام بدهد و به مامان و بابا کمک کند. مریم با خواهر و برادرش مهربان بود و اگر کاری داشتند […]
شعار

شعارهای سوره کافرون، مصرع، بیت، جمله یا عبارتیست که مفهوم نه گفتن را به کودک القا کند. 1. شعار اول ای بنده زیباروبلند و شیوا بگو به هر بدی و زشتییک «نه» درجا بگو 2. شعار دوم نه نه نه میگم محکم و بلند میگم به کارهای خطرناک به کار بد، نه میگم بچهها میتوانند هنگام خواندن […]
داستان «پسر خوب»

صبح شده بود. عدنان با خوشحالی از تختش پایین آمد و پس از شستن دست و صورت و خوردن صبحانه، به طرف باغچه خانهشان رفت. دیروز پدرش، یک فرغون کوچک پلاستیکی با بیل برای او خرید بود که با آنها خاکبازی کند. عدنان با خوشحالی شروع کرد به کندن خاکهای باغچه. چندین بار فرغون را […]
شعر «باغ ما»

به نام خدا یک باغ کوچک در خانه ماست هم سبزه و گل هم خار آنجاست هنگام بازی دیدم که بابااز باغ میبُرْد آن خارها را هی میدویدم این […]
شعر «نه به حرف دشمن»

موضوع شعر زیر، نه گفتن، ابراز برائت در برخی موقعیتها و شناختن موقعیتهای نه گفتن، یعنی همان مفهوم سوره مبارکه کافرون است. به همان اندازه که بله محبوب استنه گفتن لازم نه گفتن خوب است نه به بیحوصلگی نه به اخمو بودن نه […]
داستان «محکم بگو نه!»

داستان زیر نیز موقعیتهایی از نه گفتن را در سطح کلاس اولیها به تصویر میکشد؛ بهتر است پیش یا پس از خواندن داستان، ارتباط آن را با سوره مبارکه کافرون برای بچهها روشن نماییم تا آنها بدانند داستانی که شنیدهاند درمورد چه سورهای و با چه هدفی بوده است. به نام خدا دیروز عصر مادرم […]
