به نام خدا
نوروز، زیبا و جوان بود با یک لباس سبز و پُر گل
روی لباسش مینشستند پروانه و گنجشک و بلبل
با سیبهای سرخ و شیرین پُر شد لباسش، فصل گرما
با برف و بادِ سرد و طوفان پژمرد در پاییز و سرما
در فصل سرما، پیر و بیحال او بیلباس و ناتوان شد
آمد بهار و او دوباره با یک لباس نو، جوان شد
شاعر: عفت زینلی
