با دستهای بادکنک وارد کلاس شده و پس از قرار دادن آنها در گوشه کلاس، بدون هیچگونه توضیحی راجع به آنها به درس دادن مشغول میشویم. اگر دانشآموزان تمایل به بازی با بادکنکها نشان دادند یا از ما در رابطه با آوردن آنها به کلاس سوال کردند میگوییم:«اینها برای من است چون دوستشان دارم به کلاس آوردهام» و خیلی عادی به ادامه درس میپردازیم. سپس وقفهای در تدریس ایجاد کرده و به دانشآموزان ميگوییم: «راستش دلم میخواهد تا با اینها بازی کنیم ولی دلم نمیآید آنها را دست شما بدهم.» خوب است در این زمان آنها را به چالش کشیده و بگوییم: «آیا به نظر شما بادکنکها حیف نیستند؟ چون ممکن است حین بازی بترکند؟ بهتر نیست به فکر بازی دیگری باشیم و فقط از دیدن بادکنکها لذت ببریم؟» سپس با هم نتیجهگیری کنیم که جمع کردن بادکنکها در یک جا و بازی نکردن با آنها هیچ فایدهای ندارد. در ادامه خوب است از دانشآموزان بخواهیم با نقاشی چهرهای خندان برای بادکنکها آنها را برای یک بادکنک بازی هیجانانگیز آماده کنند. در ادامه یک بازی هیجانانگیز انجام داده و در انتها آنها را با سوزن میترکانیم.

