شعر غیرممکن، ممکن است

به نام خدا

جا به جایی کمد مبل و میز و فرش و تخت

دست تنها واقعاً غیرممکن بود و سخت

چیدمان هر اتاق دل به خواهِ ما نبود

مادر و بابا و من جا به جا کردیم زود

جمله‌ای خیلی قشنگ توی ذهنم نقش بست

با کمک کردن به هم غیر ممکن، ممکن است